حجاب، خیانت و طلاق

یکی از پرتکرارترین استدلال طرفداران حجاب اجباری این است که بدحجابی زنان باعث لرزیدن دل مردان و خیانت و طلاق و در نهایت سست شدن بنیان خانواده است. این ادعا در ماده اول لایحه حجاب نیز تکرار شده است. برای بررسی این ادعا تحقیقات میدانی درباره علل خیانت و طلاق که به صورت مقاله علمی پژوهشی منتشر شده‌اند را مرور می‌کنیم. تحقیقات میدانی درباره خیانت بیشتر بر عوامل روانی سوق‌دهنده فرد به خیانت مانند صفات شخصیتی، طرحواره، سبک دلبستگی و ... یا تاثیر خیانت بر روابط زوجین بخصوص همسر خیانت‌دیده تمرکز دارند. با این حال چندین تحقیق به دلایل و توجیهات همسر بی‌وفا پرداخته‌اند:

چوپانی، سهرابی فرد، محمدی، اسماعیلی، صمدی فرد (۱۳۹۸) ادراک مردان بی‌وفا از علل و عوامل بازدارنده از روابط فرازناشویی را طی یک مطالعه کیفی بررسی کردند. ۱۲ مرد خاطی در شاهین دژ مورد مصاحبه قرار گرفتند و تحلیلی تفسیری علل خیانت زناشویی را شناسایی کرد: ۱- علل درون ‌فردی: تنوع‌طلبی جنسی، عدم ‌پای‌بندی مذهبی، کسب اعتماد‌ به ‌نفس، انتقام. ۲- علل بین‌‌فردی: نارضایتی جنسی، نارضایتی عاطفی و عدم ‌تعهد. ۳- علل محیطی: مهیا بودن شرایط خیانت و اختلال در همسرگزینی.

فیروزجائیان و قدیری (۱۳۹۶) در مطالعه پدیدارشناختی دلایل بی‌وفایی زناشویی، ۳۶ نفر از زنانی را که تجربه رابطه فرازناشویی داشتند را بررسی کردند و ده دلیل اصلی خیانت: فردگرایی و خودمحوری، ضعف دینداری و اخلاق، عدم رفع نیازهای جنسی، عدم رفع نیازهای عاطفی و روانی، خشونت فیزیکی و کلامی شوهر، ضعف نظارت بر زندگی و زندگی صادقانه، تاثیرپذیری از دوستان، فقر و مشکلات اقتصادی، اعتیاد، رسانه‌ و شیوع فرهنگ فساد در جامعه برشمردند.

پنجه‌بند و عنایت (۱۳۹۵) در پی تبیین فرآیند شکل‌گیری رابطه فرازناشویی با ۱۶ مرد در گچساران که خیانت آنها منجر به طلاق شده بود مصاحبه کردند یافته‌های مطالعه در قالب سه مقوله اصلی شامل رابطه نامتناسب عاطفی- جنسی مردان با زنان، ساختار فرهنگی- اجتماعی مستعدکننده نارضایتی جنسی مردان، و معیارهای نادرست انتخاب همسر بودند. در اغلب این ازدواج‌ها مردها تفاوت سنی بسیار زیادی با زنان خود داشتند و اظهار کردند که از ابتدا بین آنها عشق و علاقه‌ای وجود نداشته. غالب بودن جو سرد و بی تفاوتی بر محیط خانواده و روابط زناشویی آنها باعث شده که آنها نتوانند نیازهای عاطفی و جنسی همدیگر را برآورده سازند.

عبدالملکی و آزاده (۱۳۹۳)، شناخت عوامل موثر بر برقراری روابط فرازناشویی را هدف اصلی پژوهش خود عنوان کردند. ۲۴ نفر از زنان و مردان در شهر قروه -که به همسرشان بی‌وفا بودند را مورد مطالعه قرار دادند و بنا بر تحلیل آنها موارد نارضایتی عبارت بودند: ازدواج اجباری، دلبستگی به خانواده منشأ و دخالت آنان، اختلاف نگرش بر سر نقش‌های جنسیتی، نارضایتی از روابط جنسی، ناخشنودی در روابط عاطفی، و سوء‌ظن و بدبینی.

در زمینه طلاق نیز فراتحلیل مطالعات انجام شده در حوزه طلاق در ایران، ۱۳۹۷ از فیروزجائیان، صادقی، جانمحمدی لرگانی، لطفی خاچکی بر اساس داده‌های ۱۹ تحقیق در بازه زمانی (۱۳۹۵-۱۳۸۱) عوامل موثر بر طلاق را برمی‌شمارد: مداخله اقوام و اطرافیان، اعتیاد، تفاوت ارزش‌ها و عدم تفاهم (میان عوامل اجتماعی) و عواملی مانند بیکاری و مشکل امرار معاش (در میان عوامل اقتصادی) بیشترین فراوانی را داشتند.

فراتحلیل مطالعات و تحقیقات پیرامون عوامل مرتبط با طلاق در ایران برای دوره ۱۳۹۶- ۱۳۸۶- نویسندگان: نیازی، عسگری، کویری، الماسی بیدگلی، نوروزی و نورانی با بررسی ۲۱ تحقیق درباره طلاق عوامل موثر بر طلاق را فهرست می‌کند، عوامل فرهنگی مانند مداخله اقوام و اطرافیان، نبود همسان‌گزینی در انتخاب همسر و عدم شناخت قبل از ازدواج و عوامل اقتصادی شامل اعتیاد و خشونت، بیکاری و مشکل امرار معاش بیشترین فراوانی را داشتند.

همان‌طور که مرور تحقیقات نشان می‌دهد مهمترین عامل عدم تداوم خانواده، ازدواج بدون در نظر گرفتن همسان‌گزینی، عدم علاقه و دلبستگی حین ازدواج، ازدواج ابزاری، نداشتن مهارت گفتگو و حل اختلاف بین زوجین و مشکلات اقتصادی است. زمانی که نیازهای روانی و عاطفی فرد در ازدواج برآورده نشوند در حالی‌که طلاق نیز آسان نیست، فرد به عنوان راه‌حل به روابط فرازناشویی روی می‌آورد. امکان آشنایی با دیگران و اختلاط با نامحرم و بدحجابی زن کم‌اهمیت‌ترین متغیر این معادله هستند. گفتمان حجاب اجباری صورت مساله را اشتباه طرح می‌کند و در نتیجه پاسخ اشتباه می‌دهد.

حجاب و زنان جوان

بیان مساله: در سال‌های اخیر شاهدیم که زنان در گروه سنی نوجوان و جوان از حجاب رسمی فاصله گرفته و پوشش نامتعارف را انتخاب می‌کنند، دلایل آن چیست؟ داده‌های لازم برای بررسی علل جامعه‌شناسی عدم التزام دختران به حجاب از مرور سیستماتیک تحقیقات میدانی بر اساس مقالات علمی‌ پژوهشی منتشر شده در پنج سال اخیر به دست می‌آیند:

۱.دلالت‌های معنایی حجاب در میان زنان و دختران جوانِ بندرعباس (۱۳۹۷). نویسندگان: ظهیری‌نیا، رستگار، پاشا امیری. راهبرد فرهنگ، ش ۴۳
تحقیق کیفی، ۲۰ مصاحبه، نتایج تحقیق: فردی شدن پوشش، پوشش پدیده‌ای متفاوت از حجاب، دلالت‌های زیباشناختی, دلالت‌های روان‌شناختی, تنوع‌طلبی و مدگرایی، موقعیت‌مندی, نسبی شدن و الزامات ساختاری و بیرونی. مقوله هسته تحقیق نیز «سیالیت پوشش در برابر الگومندی پوشش».

۲. نگرش و موضع زنان و دختران مشهدی به حجاب، ۱۳۹۷ نویسندگان: صدیق اورعی، غنی‌زاده، صداقت، کابلی، فصلنامه مطالعات فرهنگ - ارتباطات, ۱۹(۴۴)
روش کیفی، ۲۹ مصاحبه، نتایج: زنان کم‌حجاب مشهدی در یک فرایند تشدیدشونده از تأثیرات اجتماعی و کم‌اهمیت شدن حجاب در ذهن آنان، حجاب خود را به شکل ناقص رعایت می‌کردند. تلقی‌شان این بود که جامعه به سمت کم حجابی می‌رود و در جهت همرنگ شدن با جامعه عمل می‌کنند.

۳. پوشش دختران در ارتباطات انسانی خرده فرهنگ‌های دانشجویی؛ مطالعه کیفی نمونه‌های کرانه‌ای مغایر با الگوی رسمی حجاب- ۱۳۹۸ نویسنده: یحیايی، مطالعات فرهنگی و ارتباطات، ش ۵۷.
روش کیفی، ۱۶ مصاحبه. یافته‌ها نشان ‌داد که «اعتماد به نفس»، «زیبایی» و «دیده‌شدن» برای دختران دانشجوی نمونه، عواملی هستند که می‌توانند احساس رضایت و یا عدم رضایت از پوشش را در ایشان تولید کنند. اعتراض به وضع موجود و محدودیت‌ها نیز در تعدادی از دانشجویان پررنگ است.

۴. آسیب‌شناسی عوامل موثر بر حجاب دانشجویان؛ یک پژوهش کیفی- کمی (مطالعه موردی دانشجویان دختر دانشگاه لرستان)- ۱۴۰۰ نویسندگان: درویش‌پور و امیری- علوم اجتماعی, ۱۵ (۳)
روش ترکیبی (کیفی ۲۵ نفر و کمی ۳۰۰ نفر). مولفه‌ی اصلی تاثیرگذار بر حجاب دانشجویان؛ «تربیتی» (دینداری، فرهنگ خانواده)، «اجتماعی- فرهنگی» (فشار گروه همالان، تاثیر رسانه‌های غربی)، «روانشناختی» (تنوع‌طلبی، خودنمایی)، «سیاسی» (انتقاد به حاکمیت) و «مولفه اقتصادی» (به صرفه‌نبودن حجاب) است. تحلیل آماری داده‌های پیمایش نشان داد بیشترین همبستگی با بدحجابی را عوامل اجتماعی- فرهنگی دارند و کمترین را عوامل روانشناختی.

۵. وضعیت‌شناسی حجاب و الزام به آن در سبک زندگی دانشجویی- ۱۴۰۱- نویسندگان: میرتبار، عیوضی، ادریسی، پژوهش‌نامه سبک زندگی، ش ۱۵.
روش کمی با ۳۸۴ نفر. نتایج پرسشنامه سنجش ذهنیت درباره حجاب: کاهشی‌بودن التزام به حجاب، شخصی‌شدن، معنی‌شناسی خنثی (گاهی مثبت از بدحجابی) در کنار تقویت نگاه غیردینی و عرفی به حجاب مهم‌ترین تغییرات عمده‌ای است که در پژوهش حاضر استنتاج شده است.

۶. کاوشی بر مقایسۀ نگرش به حجاب دختران دورۀ متوسطه و دانشجویان دختر دانشگاه‌‏های ایران (۱۴۰۲) ابراهیم فتحی، مطالعات فرهنگی اجتماعی حوزه، ۷ (۱).
روش پیمایش ملی، نمونه ۱۲۰۰ دانشجو و دانش‌آموز. نتایج: تنها ۲۷ درصد دختران در حال تحصیل دوره کارشناسی و ۳۶ درصد دختران دبیرستانی در حال تحصیل استفاده از حجاب اسلامی در اماکن عمومی را لازم می‌دانند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

بر اساس مرور نتایج سه مقاله کیفی و سه پیمایش منتشر شده عوامل اصلی تغییر نگاه به حجاب را می‌توان چند عامل دانست:
یک) فردی دانستن پوشش، بی‌اهمیت دانستن الزامات فقهی و عرفی شدن روزافزون حجاب که با نفی گفتمان رسمی درباره تاثیرات اجتماعی حجاب همراه است.
دو) نیاز به خودابرازگری و کسب رضایت میان گروه همالان.
سه) تاثیر رسانه‌های غربی و شبکه‌های مجازی و دلالت‌های تنوع‌طلبی و زیباشناختی.
چهار) اعتراض به گفتمان سیاسی رسمی و مقاومت مدنی

البته تمام این تحقیقات قبل از جنبش ژینا انجام شده بودند، در یک سال اخیر وجه اعتراضی و مقاومت مدنی در کنار گذاشتن حجاب اجباری پررنگ‌تر شده است. در کل اصرار حاکمیت برای جرم‌انگاری بدحجابی خلاف روندهای اجتماعی در عرفی شدن حجاب است و به شکاف اجتماعی و تعارض نظام‌های ارزشی دامن می‌زند.