بیان مساله: در سال‌های اخیر شاهدیم که زنان در گروه سنی نوجوان و جوان از حجاب رسمی فاصله گرفته و پوشش نامتعارف را انتخاب می‌کنند، دلایل آن چیست؟ داده‌های لازم برای بررسی علل جامعه‌شناسی عدم التزام دختران به حجاب از مرور سیستماتیک تحقیقات میدانی بر اساس مقالات علمی‌ پژوهشی منتشر شده در پنج سال اخیر به دست می‌آیند:

۱.دلالت‌های معنایی حجاب در میان زنان و دختران جوانِ بندرعباس (۱۳۹۷). نویسندگان: ظهیری‌نیا، رستگار، پاشا امیری. راهبرد فرهنگ، ش ۴۳
تحقیق کیفی، ۲۰ مصاحبه، نتایج تحقیق: فردی شدن پوشش، پوشش پدیده‌ای متفاوت از حجاب، دلالت‌های زیباشناختی, دلالت‌های روان‌شناختی, تنوع‌طلبی و مدگرایی، موقعیت‌مندی, نسبی شدن و الزامات ساختاری و بیرونی. مقوله هسته تحقیق نیز «سیالیت پوشش در برابر الگومندی پوشش».

۲. نگرش و موضع زنان و دختران مشهدی به حجاب، ۱۳۹۷ نویسندگان: صدیق اورعی، غنی‌زاده، صداقت، کابلی، فصلنامه مطالعات فرهنگ - ارتباطات, ۱۹(۴۴)
روش کیفی، ۲۹ مصاحبه، نتایج: زنان کم‌حجاب مشهدی در یک فرایند تشدیدشونده از تأثیرات اجتماعی و کم‌اهمیت شدن حجاب در ذهن آنان، حجاب خود را به شکل ناقص رعایت می‌کردند. تلقی‌شان این بود که جامعه به سمت کم حجابی می‌رود و در جهت همرنگ شدن با جامعه عمل می‌کنند.

۳. پوشش دختران در ارتباطات انسانی خرده فرهنگ‌های دانشجویی؛ مطالعه کیفی نمونه‌های کرانه‌ای مغایر با الگوی رسمی حجاب- ۱۳۹۸ نویسنده: یحیايی، مطالعات فرهنگی و ارتباطات، ش ۵۷.
روش کیفی، ۱۶ مصاحبه. یافته‌ها نشان ‌داد که «اعتماد به نفس»، «زیبایی» و «دیده‌شدن» برای دختران دانشجوی نمونه، عواملی هستند که می‌توانند احساس رضایت و یا عدم رضایت از پوشش را در ایشان تولید کنند. اعتراض به وضع موجود و محدودیت‌ها نیز در تعدادی از دانشجویان پررنگ است.

۴. آسیب‌شناسی عوامل موثر بر حجاب دانشجویان؛ یک پژوهش کیفی- کمی (مطالعه موردی دانشجویان دختر دانشگاه لرستان)- ۱۴۰۰ نویسندگان: درویش‌پور و امیری- علوم اجتماعی, ۱۵ (۳)
روش ترکیبی (کیفی ۲۵ نفر و کمی ۳۰۰ نفر). مولفه‌ی اصلی تاثیرگذار بر حجاب دانشجویان؛ «تربیتی» (دینداری، فرهنگ خانواده)، «اجتماعی- فرهنگی» (فشار گروه همالان، تاثیر رسانه‌های غربی)، «روانشناختی» (تنوع‌طلبی، خودنمایی)، «سیاسی» (انتقاد به حاکمیت) و «مولفه اقتصادی» (به صرفه‌نبودن حجاب) است. تحلیل آماری داده‌های پیمایش نشان داد بیشترین همبستگی با بدحجابی را عوامل اجتماعی- فرهنگی دارند و کمترین را عوامل روانشناختی.

۵. وضعیت‌شناسی حجاب و الزام به آن در سبک زندگی دانشجویی- ۱۴۰۱- نویسندگان: میرتبار، عیوضی، ادریسی، پژوهش‌نامه سبک زندگی، ش ۱۵.
روش کمی با ۳۸۴ نفر. نتایج پرسشنامه سنجش ذهنیت درباره حجاب: کاهشی‌بودن التزام به حجاب، شخصی‌شدن، معنی‌شناسی خنثی (گاهی مثبت از بدحجابی) در کنار تقویت نگاه غیردینی و عرفی به حجاب مهم‌ترین تغییرات عمده‌ای است که در پژوهش حاضر استنتاج شده است.

۶. کاوشی بر مقایسۀ نگرش به حجاب دختران دورۀ متوسطه و دانشجویان دختر دانشگاه‌‏های ایران (۱۴۰۲) ابراهیم فتحی، مطالعات فرهنگی اجتماعی حوزه، ۷ (۱).
روش پیمایش ملی، نمونه ۱۲۰۰ دانشجو و دانش‌آموز. نتایج: تنها ۲۷ درصد دختران در حال تحصیل دوره کارشناسی و ۳۶ درصد دختران دبیرستانی در حال تحصیل استفاده از حجاب اسلامی در اماکن عمومی را لازم می‌دانند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

بر اساس مرور نتایج سه مقاله کیفی و سه پیمایش منتشر شده عوامل اصلی تغییر نگاه به حجاب را می‌توان چند عامل دانست:
یک) فردی دانستن پوشش، بی‌اهمیت دانستن الزامات فقهی و عرفی شدن روزافزون حجاب که با نفی گفتمان رسمی درباره تاثیرات اجتماعی حجاب همراه است.
دو) نیاز به خودابرازگری و کسب رضایت میان گروه همالان.
سه) تاثیر رسانه‌های غربی و شبکه‌های مجازی و دلالت‌های تنوع‌طلبی و زیباشناختی.
چهار) اعتراض به گفتمان سیاسی رسمی و مقاومت مدنی

البته تمام این تحقیقات قبل از جنبش ژینا انجام شده بودند، در یک سال اخیر وجه اعتراضی و مقاومت مدنی در کنار گذاشتن حجاب اجباری پررنگ‌تر شده است. در کل اصرار حاکمیت برای جرم‌انگاری بدحجابی خلاف روندهای اجتماعی در عرفی شدن حجاب است و به شکاف اجتماعی و تعارض نظام‌های ارزشی دامن می‌زند.