بررسی تاثیر و پیامد سیاست افزایش جمعیت بر درصد سالخوردگی جمعیت
چکیده: ایران در سه دهه اخیر با تغیرات جمعیتی شدید مواجه بوده است و همچون کشورهای توسعه یافته روندی در جهت کاهش رشد جمعیت را دنبال می کند. این مساله نگرانی هایی را در خصوص آینده کشور و پیامدهایی از قبیل تغیر ساختار خانواده و افزایش تعداد خانواده های تک فرزند، سالخوردگی جمعیت و کاهش سرمایه انسانی و به تبع آن کاهش رشد اقتصادی موجب شده است. بر همین اساس، سیاست گذارانی که کاهش جمعیت را تهدیدی برای ثبات و امنیت و فرهنگ کشور میدانند، خواستار چرخش سیاستها از سیاست "فرزند کمتر، زندگی بهتر" به تشویق فرزندآوری در خانواده ها شدند که با تصویب قانون در مجلس تبدیل به خط مشی رسمی کشور شد. اما آیا موافقان سیاستهای افزایش جمعیت تمامی ابعاد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی را به طور جامع مورد بررسی قرار داده اند؟ اجرای چنین سیاستهایی چه پیامدهایی خواهد داشت؟
نویسنده در این مقاله می کوشد تا به شیوه پژوهش اسنادی، با بررسی آمار و مقالات جمعیت شناختی منتشر شده در این زمینه، با استفاده از رویکرد نظری حد بهینه جمعیت، ضمن بررسی نقاط ضعف و قوت سیاست افزایش جمعیت، جنبه های اجتماعی کمتر دیده شده موضوع را روشن کند.
استدلال حامیان سیاست افزایش جمعیت مبتنی بر سه محور اصلی است: ظرفیت سرزمینی، حفاظت از نهاد خانواده و کاهش تغییرات آن، و سالخوردگی جمعیت.این مقاله با بررسی هر سه محور نشان می دهد که دلایل فوق برای در پیش گرفتن سیاست افزایش جمعیت دلایل مناسبی نیستند و بر هر کدام نقدهای جدی وارد است.
تغییرات خانواده و گسترش خانواده هسته ای و مطلوبیت تک فرزندی در کلانشهرها حاصل مدرن شدن جامعه ایران و تغییر نقش زنان است. با افزایش تحصیلات زنان و توسعه فرهنگ مدرنیته (انتخاب عقلانی، مادیگرایی، لذتخواهی)، مدیریت موالید در خانواده های استان های کمتر توسعه یافته نیز تغییر خواهد کرد و وارد مرحله کاهش ارادی موالید می شوند. تغییر هرم جمعیت به سمت سالخوردگی نیز بخشی از تغییرات حاصل از مدرنیته است و افزایش درصد سالمندی جمعیت بین سال ۱۴۲۵ تا ۱۴۴۰ ه.ش موقتی و به دلیل سالمند شدن متولدین دهه شصت است که با مرگ طبیعی انان، درصد سالمندی جمعیت در سال ۱۴۴۵ کاهش می یابد.
دوره پنجره جمعیتی ایران تا سال ۱۴۲۰ ادامه پیدا خواهد کرد و پس از آن، با افزایش سالمندان نسبت وابستگی افزایش خواهد یافت. تعدادی از محققان، سیاست افزایش موالید را برای جبران این تغییر، پیشنهاد می دهند اما افزایش سطح باروری در کوتاه مدت و میان مدت اثرات منفی بیشتری بر بار وابستگی وارد می سازد. با ثابت ماندن تعداد سالمندان و جمعیت فعال، افزایش تعداد جمعیت زیر 15 سال، شاخص نسبت وابستگی را در دوره زمانی کوتاه تری افزایش می دهد. در پایان، نگارنده نتیجه می گیرد که سیاست افزایش جمعیت نه تنها هیچ ضرورتی ندارد بلکه بر طبقه پایین و مناطق محروم و کمتر توسعه یافته کشور، پیامدهای منفی کوتاه مدتی چون افزایش فقر، افزایش مطالبات قومی، افزایش مهاجرت به شهرهای بزرگ و حاشیه نشینی دارد که باید مورد توجه قرار گیرد.
کلمات کلیدی: کاهش جمعیت، سیاست افزایش جمعیت، خانواده تک فرزندی، سالخوردگی، هرم سنی