معضل استناد به آمار سیاه
۱- در مقایسه آمار جرایم باید به تفاوت تعریف آن در قانون جزایی هر کشور هم توجه داشت، مثلا در اکثر کشورهای غربی، تمتع شوهر از زن در صورت عدم تمایل زن، تجاوز محسوب می شود، تمتع جنسی از فرد زیر سن رضایت به رابطه جنسی (که در کشورهای مختلف ۱۶ یا ۱۸ سال است) با وجود رضایت و خواست فرد زیر آن سن، باز هم تجاوز جنسی محسوب می شود، اگر قرار بود این تعریف در ایران اعمال شود، ازدواج تمام دختران زیر 16 سال باید جزو امار آزار جنسی کودکان و تجاوز طبقه بندی می شد.
۲- آمار آزار جنسی فقط به آمار تجاوز محدود نیست و مواردی چون پورنوگرافی کودکان، لمس کردن و .... را هم شامل می شود. سوء استفاده از مقام و موقعیت و برقراری رابطه جنسی با کارمند یا کارگر زیردست، موکل، بیمار و ... نیز به عنوان آزار جنسی در محل کار در همین آمار می آیند. جرمی که اصلا در قوانین ایران وجود ندارد و تعریف نشده است.
۳- آزار جنسی کودکان یک مساله جهانی است و متاسفانه ربطی به توسعه یافتگی یا دموکراسی ندارد. هند و زامبیا آمار بالایی در این زمینه دارند. کشور تایلند و فیلیپین رسما روسپیگری کودکان را به عنوان منبع درآمد و جذب توریست می بینند. جز این، بنا بر تحقیقات جهانی، آزار جنسی کودکان در همه طبقات اجتماعی هم دیده می شود و لزوما نسبتی با تحصیلات و فقر ندارد، دینداری هم لزوما مانع آن نیست، بنا بر آمار شش درصد کشیشان کاتولیک کودکان کلیسای خود را آزارجنسی داده و می دهند.
۴- پایین بودن آمار آزار جنسی در بعضی کشورها به معنای کم بودن وقوع آن نیست، بلکه به معنای پایین بودن گزارش آن تحت سیطره فرهنگ مردسالاری و به دلایلی چون حفظ آبرو یا پنهانکاری است. به هیچ عنوان فکر نکنید در مملکت ما و سایر کشورهای اسلامی، آزار جنسی کودکان یا زنای با محارم امری نادر است. شاهد هستیم که گزارش تجاوز از سوی زنان بزرگسال نیز اندک است زیرا معمولا پیگیری قضایی آن و اثبات جرم، بعید و افشای آن به سرزنش قربانی منجر می شود.